مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

285

ميراث حديث شيعه

نظم اى چو الف ، عاشق بالاى خويش * انس تو با وحشت وسوداى خويش فارغ از اين مركز خورشيد گرد * غافل از اين دايرهء لاجورد بر سر كار آي « 1 » چرا خفته‌اى * كار چنان كن كه پذيرفته‌اى مست چه خفتي « 2 » كه كمين كرده‌اند * كارشناسان نه چنين كرده‌اند زآمدن مرگ شمارى بكن * مىرسدت زود حصارى بكن ودر وصاياي لقمان عليه السلام آمده است كه : اى فرزند ! در توبه تأخير مكن ودر انابت تقصير « 3 » منماى كه لشگر اجل از تاختن خود كسى را خبر نكرده است واز صدمهء صاعقهء موت ، هيچ كس « 4 » جان به در نبرده كه « كلّ نفس ذائقة الموت » . « 5 » نظم فلو كان في الدّنيا بقاء لساكن « 6 » * لكان رسول اللَّه فيها مخلّدا « 7 » پس عاقل به حقيقت « 8 » كسى بود كه چشم دل را از خواب غفلت ، بيدار سازد وكلبهء جان را به نور تأمّل ، روشن گرداند وبه يقين بداند كه لشگر اجل ، پيوسته به كين « 9 » جان ، كمر بسته وصيّاد مرگ در كمين صيد عمر ، نشسته ومطيّهء حيات ، نااعتماد وبنياد زندگى ، برباد وچشم زمانه ، بر راه ورشتهء عمر ، كوتاه وكار دنياي غدّار ، بىاعتبار وأساس امورش ناپايدار ووثاق مطالبش بس نااستوار است . پس دنس قبايح أطوار افعال را از صفايح طومار اعمال خويش به مياه توبه واعتذار وانابت « 10 » واستغفار فروشويد وأوان فراغت وأزمان فرصت را مغتنم شمرده ، در پاك ساختن راه ورفع حجاب وصول به سعادت لقاء اللَّه ، تهاون « 11 » وتقصير ننمايد « 12 » تا از خطر

--> ( 1 ) . ف : + / تو . ( 2 ) . ف : خسبى . ( 3 ) . ف : انابه تقصيري . ( 4 ) . ف : كسى ( هيچ كس ) . ( 5 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 185 . ( 6 ) . ف : - لساكن . ( 7 ) . ف : مخلّد . ( 8 ) . ف : - به حقيقت . ( 9 ) . ف : كمين . ( 10 ) . ف : انابه . ( 11 ) . ف : تهاوت . ( 12 ) . م : ننمايند .